اگر قطره باران گونه ات را بوسید_____بدان اشک من است که به یادت ریخته ام...
دلتنگم
دلتنگ " تو "
تویی که ذره ذره ی وجود و نفس و روحمی
دیشب مثل هر شب این یکسال و اندی رفتم به خونمون ، به مامن و پناهگاه هردوتامون...
مثل همیشه نشستم به عبادت....
به عبادت چشمانت ، چین های ظریف پیشانی و کنار چشمانت ، لبخند ملیحت ، گونه های زیبایت ، تراش چانه ی دلبرانه ات....
هر چی بیشتر می گذره عاشق تر میشم و شیدا تر و صد البته دلتنگ تر🥺😔...
تو دلیل زنده بودنمی...
مرحمم هستی...
شفامی...
درمان دل تنگ و دردای منی...
پیر شدن در آغوش " تو " قشنگ ترین فرسایش دنیاست...
جدا از اعتقاداتم " تو " برام حکم خدا رو داری...
کعبه و سجده گاه من...
معبود و مقصود من...
بی " تو " اینجا ، دروازه های دنیای مردگان به رویم گشوده شده...
من برزخ را در همین دنیا تجربه می کنم ، در همین روزهایی که " تو " را در کنارم ندارم ، در این بی خبری مطلق ، در این سیاهی لحظه هایم....
من عشق را با " تو " شناختم و زندگی و شادی را ...
بدون " تو " نمیتوانم حتی یک قدم در مسیر زندگی پیش روم...
" تو " هدیه الهی زندگی من هستی نیمه بهتر من
در هر تپش قلبم حضور " تو" را احساس میکنم...
بی " تو " من یک کالبد یخ زده ام که هیچ چیز او را به حرکت وانمیدارد...
هر ذره از وجودم شعر می شود بی تاب خواستن " تو "
انتظار و شوق وصال " تو "
آری می خواهم شاعر شوم
می خواهم هر مصرعم آینه ای باشد صاف
در انعکاس مهربانی " تو "
و به باغ احساس
و حرف های دلم هر یک دفتر شعری باشد
که در آن
غزل غزل تو را بسرایم
شیرین ترین و لطیف ترین ترنم جاری هستی
+بدون تو روزهام دارن لحظه به لحظه بدتر میشن.
بدون تو نمیتونم به بودن خودم فکر کنم.
دوری دیگه بسه.
برای نفس کشیدن تو رو میخوام.
برگرد پیش من که دلتنگی خیلی اذیتم کرده
