کشته ی این حسرتم ، کز چه رو ای گل ____چهره پنهان می کنی ، از نگاه من....
عشق واقعی به آدما جهان بینی درستی میده !
از اونجایی که از درون قلب خودشون جهان و نگاه میکنن
اینجاست که دنیا رنگی میشه براشون
جهان بینی یه عاشق واقعی
نه فلسفی هست نه مذهبی
نه دنبال جبر و اختیار
نه دنبال عرفان و هنر
در واقع عاشق خودش بعد عشق ، خالق واقعی میشه
خدایی میشه که میتونه بدون درخواست و باور کس دیگه ای ، زندگی ببخشه
عشق از عجایب عجیب تره ...
از اعتقاد قویتر ....
از دین و فلسفه جهان شمولتر ...
جبر و اختیار ، باهم مخلوط میکنه
بقول افشین یداللهی
" دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا
از عمق چشمانم ربود "
دنیا برا کسی که عاشق نیست مجموعه ای از استدلالها و قوانینه
اما برا کسی که عاشقه همون یه لحظه است که ازل و ابد توش معنا میشه
عاشق واقعی نیازمند نیست کسی که نیازمنده به همه چی چنگ میزنه چون عاشق نیست فقط نیازمند توجه هست اما عاشق واقعی فقط نیازمند عشق ورزیدنه و بس ، اونم به سبک خودش
من جهان بینی ندارم ...
من الفبای جدیدم ...
من فقط عشق ، فقط تو ...
من به آرامش رسیدم...
قرنها میان و میرن...
یک چرا ؟ بدون پاسخ ...
من و تو هزار سال بعد...
عشق ...
زندگی...
تناسخ...
من به دنیا اومدم تا عاشقت باشم....